چرا؟
چشماي از حدقه بيرون زده
دندوناي به هم قفل شده
زبون باد كرده از فشار دندونا
اين آخرين تصويري بود كه ازش ديد.
از اين تصوير اين سؤال تو ذهنش پيچيد
چرا؟
تحت لیسانس اراذل کوچه پشتی گزگ
اول بگم که شنیدم پروف گفته من مسافرت بودم...نه این دفه دروغ نگفته!من مسافرت بودم.چی؟سوغاتی؟؟؟نه! ایندفه سوغاتیم اوردم واستون.کجاس؟چون خودم سرم شلوغ بود دادم پروف همه رو گفتم بده بهتون.هرکی سهمشو میتونه از حلقومش بکشه بیرون.
دوم اومدم یه حذف و اضافه ای انجام بدم.طبق بررسی های مکرر من هرکی تا الان باید ۹ تا پست داشته باشه.الان میرم میشمارم ببینم کی چن تا داره.هرکی ۶ تا یا کمتر داشته باشه بای بایش میکنیم.
به ترتیب لیست اون کنار:
سوسک:۱۱ تا(بدون اینیکی)
سرطان:۸ تا
مینی رز:۸تا
ویدا:۸ تا (درس شمردم؟فکر کنم کمتر بودا!)
پرنده:۴تا
دانای کل:۷ تا
اق بابا: طبق درخواست و خواهش تمنا و التماس خودش حذف شد.
مهناز:۶تا
شاسوسا:۵تا
دکی:۱۰ تا
من شرمنده همه اوناییم که خودشون باعث حذف خودشون شدن.فعلا یوزراشون مسدود میشه تا اطلاع ثانوی!
خب تقصیر من چیه به جون خودم خیلی سر شلوغ الکی بودم ... یعنی سر شلوغ مسائل بیخود !!! الکی دیگه خب حالا چیه لنگه کفشاتونو پس نمی دم می خواستین پرت نکنین سمت من ...
حالا یه چی دیگه هم بگم ... من امروز جای مهناز اومدما .. یعنی چاره ای ندیدم ..نتونستم تا هفته ی دیگه تحمل کنم که نوبتم بشه خب ؟ الانم پیشاپیش از مهناز معذرت می خوام اگه جاش اومدم دارم آپدیت می کنم ... خواهر جون اگه خواستی بیا آپدیت کنا خب ؟
خب ... حالا اومدم چی بگم ؟ اومدم بگم حالا من نیومدم اون نوید که باید میومد آ پدیت می کرد !!! خب پس بچه ها پروژه ی این ماه گیر دادن به دکتره ... نمی شه که یه محله بدون دکتر بمونه !! نه آخه تو ( با توام ) درس می خونی مگه !!! ها ؟
خب اومدم چی بگم ؟ نه می خوام بگم ما تو این مملکت چرا آسایش نداریم !!! نه بذار طور دیگه بگم ..چرا مردم انقد اعصاب ندارن !!! واقعا می بینی سر یه چیزایی تو خیابون فحشو می کشن به هم که واقعا ارزش فکر کردنم نداره چه برسه به اینکه بخوای سرش دعوا بگیری و اعصابتو داغون کنی !
امروز یه خانومی سر سوار شدن توی اتوبوس با جلوییش دعواش شد ![]()
یکی دیگه رو می دیدم که سر خریدن بلیط دعواش شد !!! ![]()
راننده با مسافر سر ۵۰ تومن دعواش می شه !!! ۵۰ تومن ارزش اینکه فحش خوار مادر بکشی رو داره ؟
مشتری زنگ می زنه بی دلیل ما رو متهم می کنه !!! بعد کلی صحبت باهاش می بینی مشتری یه شرکت دیگس اشتباه گرفته
خب الاغ اول ببین کجا رو گرفتی !!!
جدیدا هم که همه علاقه مند شدن شیشه و در و پنجره بیارن پایین !! نماینده های شرکت ما که هر دور روز یه بار زنگ می زنن ادعا می کنن مشتریا اومدم دارن در مغازشونو می کنن ![]()
ما آدمای الکی ریز بین هستیم !!! ذره بین می ذاریم مزخرف ترین ریزی رو می بینیم !!! اعصابت خورده می خوای دعوا بگیری لااقل سر یه چیزی دعوا بگیر که ارزش داشته باشه نه سر ۲۰ تومن هزینه ی بلیط ![]()
زنه داد و فریاد راه انداخته بود سر بلیط اتوبوس ! که آخرش بگه من تازه از خارج اومدم خب نمی دونم هزینه ی رفت و آمد با اتوبوس چقدره !!!
خب از اول می گفتی !!!!
خب بچه ها من فقز قصدم ار این دری وری گفتنا این بود که بگم من هنوزم هستم و عین همیشه پایه !!! فقط یه سری سرشلوغیجات الکی باعث شد دو سری نیام و آپدیت نکنم ... بعدشم الان زین پس همچنان خواهم بود و سنگر رو ترک نخواهم کرد ...
قبل از پایان این برنامه جا داره از یه سری دوستان تشکر کنم که منو در آپدیت نمودن بعد از مدت ها یاری کردند ...
با تشکر فراوان از مهناز عزیز که امتحان داره و نمی تونه امروز آپدیت کنه و من تونستم قاچاقی بیام جاش آپدیت کنم که جاش خالی نباشه !
جا داره از پروف تشکر کنم که بعد از یه هفته به من یادآوری کرد که هفته ی پیشش ۵ شنبه می بایست آپدیت می کردم !
دیگه عرضم به حضورتون که مدیریت محترم شبکه ۳ ! بانک ملی سر کوچه یاس !
باجه بلیط فروشی دم بیمارستان !! راننده اتوبوس راننده تاکسی خطی !! و دیگر عزیزانی که ما را در این کار مهم همراهی کردند و خانواده ی محترم رجبی !!!!
حالا برای اینکه این پست که توسط من بعد مدتها ول داده شده اینجا بی پیام نباشه ! پیام آخر برنامه رو از خودمون در می نماییم !!!
آرزوهايت را يادداشت کن خداوند آنها را فراموش نميکند اما تو از خاطرت ميرود که انچه امروز داري خواسته ديروزت بوده است .![]()
آقا هنوز محرم نشده که اینا چرا انقد دمبل دینبل راه انداختن اینجا !! لیدا الان در حالی که از دست بچه جغله های محله شاکی شده بود فریاد برآورد که : من اینا رو می کشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم ![]()
بهشون بگین خفه شن من اعصـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاب ندارم ![]()
![]()
اتفاقی شد که رفتیم مهمونی و شب هم همونجا مجبوری خوابیدیم
خرگوشم خونه تنها بود
ناراحتش بودم
آخه چرا باید به خاطر بی فکری و خوش گذرونی من تنها باشه؟
چرا با خودم نبردمش؟
چرا برای اولین بار یادم رفت که خرگوشم نشسته که من برم کنارش؟
خودم رو نمی بخشم
اصلا چند وقتیه دیگه دارم فراموشش میکنم
از این بابت خیلی متاسفم و نگران
شاید به خاطر این که درس دارم
یا اینکه .....
نمی دونم چرا!!!!
شاید کسی یا چیزی جاشو داره میگیره
شایدم نه
دیگه کمتر دلم براش تنگ میشه
قبلا که تو کیفم می موند، دل نگرون می شدم براش
دوست نداشتم تو کیفم بمونه
آخه از تاریکی مثل خودم می ترسه
اما چند وقت پیش که رفتم امتحان بدم
مجبور شدم که تو کیفم نگهش دارم و نشد که ببرمش سر امتحان
بعدم که اومدم خونه
اصلا اهمیتی ندادم که خرگوش گلم داره از ترس سکته میکنه
با خیال راحت زنگ زدم به دوستم و باهاش داشتم صحبت میکردم
که دوستم حالش رو پرسید و گفت که خرگوشم و بگیرم دستم وقتی دارم باهاش حرف میزنم
منم با بی رحمی تمام به دوستم گفتم
خرگوشم تو کیفمه و حال ندارم برم بیارمش بیرون
چرا؟
چرا دارم فراموشش میکنم؟

میبینم که دم امتحاناس و بیخیل اپ شدین همتون.امیدوارم که....
اول از همه امیدوارم نوید مشروط شه.هوی بزغاله...(نه بزغاله که یکی دیگه س) هوی شتر مگه تو نگفتی اپ میکنی سر وقت؟؟ حالا هی بگو بچه ها اپ نمیکنن.خودت که بدتری!
ویدا هم که نزده میرقصه.تو ام مگه امتحان داری اخه؟؟
لیدا هم که هیچی...اون هفته اپ نکرد غیبتاش شد سه تا و...منم که مامورم و معذور.
اق بابا هم که مدتهاس بالاخره شرشو از سر دنیا کم کرده و دست ورداشت.تنها بازمانده عصر دایناسورا بود.لگن منم نداد و رفت.روحش چیز!
پرنده و مهنازو فرزانه هم که هیچی....بدم میاد از این بچه خر خونا.خداییش هیشکی وضعش اندازه من وخیم نیست تو این خراب شده(جز نوید با تخفیف!)پگاه تو درس داری واقیین؟؟واللا من هر وقت انلاین میشم هم پرنده انلاینه هم مهناز.(مثه الان) گاهی هم فرزانه(مثه عصری)الهی هر کدومتون ۳ واحد بیفتین.
میخواستم بگم مرسی پروف که اپ کرد ولی چون زبونش خیلی دراز شده جدیدا نمیگم!ترانسفر!!منو بازخواست میکنه کچله دسته بیلی!ولی امیدوارم که بترکونی درسا رو و معدلت توپ بشه.
جا داره اینجا تشکر کنم از گاگ عزیز که خیلی خوبه خیلی گله خیلی ماهه...به به چه پسری...
که پا به پای من داره زحمت میکشه و ترجمه و تحقیقامو انجام میده.اپشم سر وقت انجام میده.یاد بگیرین.از همه تون سرش شولوغ تره(بعد از من البته) ولی اپشو انجام میده...الهی که به هر چی میخوای برسی نصفشم بدی به من!
حالا همتون هی خر بزنین ببینم کجا رو میگیرین....بلاگ فروشا.به خاطر یک مشت نمره....
هر روز سر يه وقت معين
يادت نره كه ابم بدي
ميدوني كه خيلي زود خشك ميشم
يادت نره منو به موقع بزاري جلوي افتاب
ميخوام نفس بكشم
حواست هست خاكم و زود به زود عوض كني؟
شاخههاي اضافمو هرس كني؟
تا رشد كنم
تا گل بدم
اگه مواظبم نباشي و بهم نرسي اينقدر سرما و افت و علفهاي هرز دورم هست
تا تمام انرژيمو ازم بگيرن
و بعد نابود شم
ميدونم هر كسي بايد به خودش متكي باشه
اما مگه تو نگفتي كه گلتم
مگه تو باغبونم نيستي
ميدونم دوس داري گل دادنمو ببيني
ميدونم خنده هام برات مثل شكفته شدنه
باغبون من
منم دوست دارم
بوس
به زودی بساط داستان نویسی به بلاگ جداگانه و مختصی منتقل میابد.(به زودی یعنی بعد از امتحانا)و از اینجا هم هیشکی توش پذیرفته نمیشه به جز اونایی که هیچ تا غیبت داشتن.
و اگه این روال ادامه داشته باشه و اینا احتمالا در اطلاع ثانوی تری ترانسفر میشه بلاگ.علاقه مندان جهت کسب اطلاع بیشتر با ما تماس بگیرید!